چٕکٕل (تویه درواریها)

مربوط به آموزش لهجه و زبان روستای تویه دروار دامغان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۵ساعت 14:21  توسط حسین رستمیان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۵ساعت 23:52  توسط حسین رستمیان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۵ساعت 14:42  توسط حسین رستمیان  | 

سهم زائران حضرت رضا (ع) ازآب تويه دروار

درزمان شاه عباس از اصفهان تامشهد تعدادي كاروانسرا (رباط) بنا شد كه آثار يكي از آنهاوآب انبار مخروبه كنار آن درقوشه پابرجاست قابل ذكر است كه جاده ابريشم درست در كنارهمين كاروانسرا قرار داشت عموما" اين كاروانسرا توقفگاه زائران حضرت رضا عليه السلام بود. روزي مرحوم نصرت اله خان اميراعظم، حاكم ايالت قومس ازاين محل عبورمي كرد مشاهده نمود آب اين مكان شيرين نيست پس از جستجو متوجه شد كه تويه دروار آب شيرين فراواني دارد .ايشان سران قبيله تويه دروار را احضار وازآنها تقاضا كرد كه ماهي يكبار آب تويه درواربه سوي قوشه جاري تا براي مصرف زائران مخزن آب انبار كاروانسراپرشود اين پيشنهاد پذیرفت

نهضت آب در تويه دروار(قسمت دوم)🏊

مردم تويه اطلاع يافتند كه امير اعظم حاکم قومِس دركرمان اقامت گزيده و به نيابت خود شخصي بنام موقرالسلطنه را بعنوان حاكم دامغان گمارده است لذاآنهابا پيش آمدن اين وضعيت جلوي آب را گرفته ومانع جاري شدن آن به يحيي آبادمي شوند،موقرالسلطنه اين جسارت را ناديده گرفت وبا مردم ازراه دوستي ومسالت آميز وارد گفتگو شد واز همه سران قوم از تويه ،درواروصح دعوت رسمي بعمل آورد واز همه آنها استقبال گرمي نمود، او درهنگام آمدن سران به دامغان زمينه راطوري فراهم مي كند كه رابطه آنها ومردم قطع باشد.
با ما همراه باشید تا اطلاع از وَطَن نصیبتان شود


🏊نهضت آب در تويه دروار(قسمت سوم)🏊
وقتي كه سران و بزرگان تویه دروار وارد عمارت حكومتي شدند موقرالسلطنه دستور دادهمه را درزيرزمين محبوس كنندو تمام لباس ها (به جز لباس زير) را از تن بزرگان و پيرمردان در بياورند و كُنده وزنجير به گردنشان قرار دهند.
آنهارا در جاي نمناك به مدت چهل وهشت ساعت با دادن زجر وشكنجه نگه داشتند ومدار نامه قبلي را كه توسط اياديش دردروار تهيه شده بود به رويتشان رساند وبه آنها گفت اگر امضا كنيد همه آزاد خواهيد شد در غير اين صورت در زندان مي مانيد تا بميريد 
سران قوم به ناچار از ترس جان پذيرفتند ومدارنامه ناحق را امضا كردند .
از اینرو آب تویه دروار یکبار دیگر به زور به غرامت برده شد.

💧قسمت پایانی نهضت اُو در تویه دروار💧
امیر اعظم حاکم قومِس در سن پیری به قومس (سمنان) بَشِه و کارهای اجرایی خود را به سپهبد امیر احمدی واگذار هاکرد
بعضی ها گُتِن که امیر احمدی فرزند امیر اعظم بِه.
در سال۱۳۳۷ هجری شمسی بِه که چشمه علی مردم به دلیل به غرامت ببردی ین اُو به دامغان اعتصاب هاکردن ومسیر اُو را به دامغان دَبِستِن
مردم تویه دروار نیزبعد از بُشنُفتِن موضوع فکر خودمختاری اُو به سرشان بَزِه ومسیر اُو را قطع هاکردن. 
امام جمعه اون زمان دامغان حاج آقا ترابی بِه که برای سرازیر ببی یِن مجدد اُو به یحیی آباد به سران و بزرگان آن زمان تویه دروار از جمله:
محمد اسماعیل خطیبی.حاج اسحاقعلی رستمیان.محمد کاظم سلطانی.حاج علی آقا رییسیان و عبدالله پاشایی نامه بنوشت.
بزرگان ده مقاومت هاکردن و امام جمعه دامغان موضوع را با سپهبد امیر احمدی در میان واشت.
در اون زمان حزب توده در ایران در خیلی مسایل سیاسی دخالت کرِد و چون تابع شوروی بِه .با قدرت بِگِتی یِن ایالت متحده آمریکا عوامل شاه در سدد سرکوبی حزب توده دَبی یِن.
امیر احمدی چون مانند چِرِش از مردم تویه دروار دلخوشی نِداشت به این قطع اُو واکُنش نشان دی و مردم تویه را توده ای خوانه.
هنگ ژاندارمری با تجهیزات تمام مسلح از راههای ورودی قوشه در جنوب و بشم از شمال مردم تویه دروار را محاصره کُنِن
فرماندهی سرکوب بر عهده ی سرهنگ اشرفی معروف به سرهنگ ریشو قرار گیره
لحظاتی بیش به قطل عام مردم چه مرد و زن و پیر و جِوان نُماندی بِه که با وساطت استاندار وقت مازندران(تویه دروار و دامغان جزء استانداری مازندران بِه)
آقای ذوالفقاری از موضوع و نیت شوم امیر احمدی با خبر بو و با نامه نگاری با وزارت کشور از این کشتار ناجوانمردانه جلوگیری کُنِه
بعد ازبه خیر بگذشتِن قضیه جهت تنبیه بزرگانی که در دَبِستی یِن اُو نقش داشتِن افرادی چون علی ادیبی.شیخ علی اکبر کلانتری.حاج علی رییسیان و دیگر بزرگان دیار را تبعید کُنِن
باتشکر از :
حاج علی اصغر علی اصغری تویه
ارتباط با اُما جهت ارسال دیگر مسایل تاریخی تویه دروار
@chekelll

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 16:56  توسط حسین رستمیان  | 


نهضتی که این روز ها یکی از مهمترین ابزار زندگی و حیات خاکمان تویه دروار اِه
تشریح و جمع آوری این مطالب توسط گردآورنده ی این اثر و اثر هایی دیگر که در آینده بیان کُنیم .آقای محمد ابراهیم کلانتری زحمتش را بَکِشی که در جلسات بعدی از ایشان قدر دانی بو

🏊نهضت آب در تويه دروار(قسمت اول)🏊
دراين بخش قصد دارم ابتداي واقعه را بيان كنم . اقبال دامغاني يا سيد محمد خان قريه يحيي آباد را به امير اعظم اهدا مي كند وامير اعظم براي كشت ومشروب كردن اين زمين از مردم تويه دروار درخواست مي كند سه روز آب تويه دروار به سمت يحيي آباد جاري شود مردم به در خواست بي موردوي جواب رد مي دهند، بزرگان محل وريش سفيدان دهستان تويه دروار به اطلاع امير رساندند كه مردم قادر نيستند سه روز آب به يحيي آباد سرازير شود امير خشمگين شدوتصميم گرفت كه به هر وسيله ممكن بايد آب را براي زمين هاي يحيي آباد تهيه نمايد لذا تمام قواي نظامي خود را وارد دروار مي كند وتمام مردم آنجا را جمع كرده وبا سخناني وحشت آور وهولناك درصدد ارعاب آنان برمي آيد نهايتا" يك مدار نامه گردش آب براي سه روز درماه تنظيم وعده اي سرشناس را مجبوربه امضاآن مي نمايد درميان مردم مردي بنام محمد كاظم مقاومت مي كند.


باحاكم ايالت قومس بيشتر آشنا شويم

مقدمه :مطلب زيراز وب سايت شاهرود نيوزووبلاگ شاهرودوسایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر گرفته شده است صحت وسقم مطالب به عهده آنهاست .درايالت قومس دوامير اعظم داشتيم نصرت اله خان امیر اعظم پدر ويداله خان اميراعظم پسر .بسیاری از مطالب زيرمربوط به گذری بر زندگینامۀ معروف ترین حاکم ایالت قومس؛ نصرت اله خان امیر اعظم برگرفته از کتاب "جندق و قومس در اواخر دورۀ قاجار"نوشتۀ اسماعیل هنر یغمایی (معتمد دیوان) می باشد. مرحوم نصرت اله خان معروف به "امیر اعظم" در ماه شوال ۱۲۹۶هـ . ق (شهریور ۱۲۵۷هـ . ش) در تهران متولد شد. پدرش وجیه اله میرزا سپهسالار پسر شاهزاده عضد الدوله سلطان احمد میرزا پسرچهل وهشتم فتحعلیشاه قاجار، مادرش علاء الحاجیه دختر علاء الملک بوده که پس از وضع حمل مولود بدرود زندگی کرده است.
امیراعظم از خانم عفت الدوله دختر احمد خان علاء الدوله غیر از یداله خان (امیر اعظم ثانی) ۲دختر به نام شمس الملوک و فخر الملوک داشت که از برادرشان بزرگتر بودند و تحصیلات مقدماتی خود را در تهران و در خانه، به آموزگاری «نجفقلی میرزای معزی» ملقب به «حسام الدوله» انجام دادند و پیش او زبان فرانسه را آموختند. مرحوم یداله عضدی فرزند وی نیز به عنوان وزارت و سفیر کبیری ایران به وی محول شده بود.
محقق:
محمد ابراهیم کلانتری
@chekelll


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 7:34  توسط حسین رستمیان  | 

خداحافظ اي ربّناي غروب😔
خداحافظ اي رزق و روزي ِ پاك😔
خداحافظ اي جمع ِ افلاك و خاك😔
خداحافظ اي لحظه هاي سحر😔
خداحافظ اي ماه چشمان ِ تر😔
خداحافظ اي بغض افطارها😔
خدا حافظ اي ماه ِ ديدار ها😔
خداحافظ اي ختم ياسين و نور😔
خداحافظ اي ماه ِ عشق و سرور😔
خداحافظ ای ماه رو راستی😔
خداحافظ ای بی کم و کاستی😔
خداحافظ اي قدر زلفت دراز😔
خداحافظ اي اشتياق ِ نماز😔
خداحافظ اي لحظه هاي دعا😔
خداحافظ اي ماه ِ ارض و سماء😔
خداحافظ اي ماه ِ صبر و رضا😔
تو ای ماه آرامش مرتضي😔
خداحافظ ا ی گرمی آفتاب😔
خداحافظ اي خوابهايت ثواب😔
خداحافظ ای بهترین سرنوشت😔
تو پای مرا می کشی تا بهشت😔
خداحافظ ای ماه تقدیر من😔
سحرهای تو صبح تطهیر من😔
خداحافظ اي بركت سفره ها😔
خداحافظ اي ماه ِ خوب خدا ،

ارسال:محمد وفائی نژاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 12:46  توسط حسین رستمیان  | 

☑️سوال

فطریه یعنی چه ؟
احکامش چی هست ؟
جزء واجبات است ؟
مرجع تقلید : مقام معظم رهبری
ــــــــــــــــــــــــــــــــ

✅پاسخ

🖋برشخصی که در موقع غروب شب عید فطر، شرایط ذیل را دارا ‌باشد، پرداخت زکات فطره خود و کسانی که عرفاً نان‌خور او محسوب می‌شوند، واجب است:

1. بالغ باشد. 2. عاقل باشد. 3. بیهوش نباشد. 4. فقیر نباشد. 5. بنده و عبد نباشد.

🖋مقدار زکات فطره برای کسی که می خواهد گندم یا برنج و... پرداخت کند برای هر نفر تقریبأ سه کیلوگرم می باشد.

میزان زکات فطریه سال 95 اعلام شد

*دفاتر آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله وحید خراسانی میزان زکات فطره امسال را بر مبنای قوت غالب اعلام کردند.

🔹دفتر آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله مکارم شیرازی میزان زکات فطره امسال را بر مبنای قوت غالب سه کیلوگرم گندم به مبلغ 6 هزار تومان و بر اساس قوت غالب برنج حداقل ۱۵ هزار تومان اعلام کردند.

🔹میزان کفاره‌ی هر مُد طعام نیز برای هر نفر ۲ هزار تومان است.

🔸دفتر آیت‌الله وحید خراسانی نیز میزان زکات فطره بر اساس سه کیلوگرم گندم را مبلغ شش هزار تومان اعلام کرد.

چکل(تویه درواریها)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 14:13  توسط حسین رستمیان  | 

انالله واناالیه راجعون
درگذشت سیدبزرگوار
◾️حاج میرمسلم کلانتری◾️ رابه خانواده سادات وجامعه تویه درواریها تسلیت گوییم.
روحش شاد
چکل(تویه درواریها)

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر ۱۳۹۵ساعت 14:11  توسط حسین رستمیان  | 

در زیر به ۲۱ ویژگی کافران که در سوره بقره آمده به صورت خلاصه اشاره می کنم و به تدریج خصوصیات کافران را در سوره های دیگر نیز ذکر خواهم کرد تا بدانید که کفر چیست و بدانید که علت بدبختی و عقب افتادگی ملت ها کفر است هر چند که آنان از کفر خود مطلع نباشند.

 

۱- شنوا و پذیرای حق نیستند و حق را نمی بینند و درک نمی کنند . ( ۶و ۷ و ۱۲ و ۱۷۱ بقره)

۲- نیرنگ باز هستند . (۹ بقره)

۳- زمینه های فساد را برای دیگران بوجود می آورند . ( هر چند خودشان در ظاهر فاسد نباشند) (۱۱ و ۱۲ بقره)

۴- متکبر هستند . (۳۴ بقره )

۵- نشانه های الهی را تکذیب می کنند . (۳۹ بقره)

۶- ایمان به پاره ای از پیامبران و نه همه آنان . (۹۱ بقره)

۷- پرستش غیر خدا (مهر غیر خدا بر دلشان سرشته می شود) (۹۳ بقره)

۸- دشمنی با فرستادگان خداو پیام آوران حق (۹۸ بقره)

۹- گرایش به جادو داشتن و سعی بر جدایی انداختن بین زن و شوهرها (۱۰۲ بقره)

۱۰- بازی کردن با واژه ها تا حق را پایمال کنند . (۱۰۴ بقره)

۱۱- تنگ نظر و حسود بودن (۱۰۵ و ۱۰۹ بقره)

12- در خواستهای نامعقول و عجیب از پیام آوران حق داشتن (108بقره)

 13- تمایل به کتاب آسمانی نداشتن (121بقره)

14-  برخورداری مختصر از نعمات (فریب ظاهری مالی کفار را نخورید)(126بقره)

15- نهفته کردن نشانه ها و پندهای خدا از مردم که در کتاب آسمانی اش آمده (159و160و161و162بقره)

16- فتنه گری (191بقره)

17- کشتار و اختلاف افکنی (253بقره)

18- انفاق نکردن که خود نوعی از ستمکاری است (254بقره)

19- سرورانشان طاغوتند . ( طاغوت به معنای فریبگری و عصیانگری است ) (257بقره)

20- ادعای برابری با خدا داشتن و (( سعی ذهنی و عملی و توهمی)) در سیطره داشتن

بر همه کس و همه چیز همچون خدا که خود نوعی از ستمکاری است (258بقره)

21- انفاق برای خودنمایی به مردم و صدقه دادن با منت و آزار که چنین ریاکارانی از

سوی خدا هدایت نمی شوند و از انفاقی که می کنند از ناحیه خدا به بهره ای نمی رسند . (264بقره)

 

 

 

|+| نوشته شده توسط مهدی . ح در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹  | نظر بدهید
 
   
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر ۱۳۹۵ساعت 2:59  توسط حسین رستمیان  | 

ويژگي هاي مومنان در قرآن کريم

اوصاف و ویژگی های مومنان در قرآن کریم
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ
مؤمنان تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود دلهاشان ترسان می‏گردد، و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‏شود ایمانشان افزون می‏گردد و تنها بر پروردگارشان توکل دارند

صفات مؤمنین در قرآن بطور مفصل بیان شده است ولی برای رعایت اختصار به بعضی از آنها اشاره می‌نمائیم.

الف – صفات فردی :

1. خشوع در نماز
«الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» یعنی : «مؤمنین کسانی هستند که در نماز خویش خاشع و فروتن هستند و دیده بر سجده‌گاه خود دارند و به این سو و آن سو نمی‌نگرند و دلشان در گرو مهر و عشق به خداست.
۲٫ دوری از گفتار و عملکرد بیهوده
«وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» مردم با ایمان کسانی هستند که از هر گفتار و نوشتار و عملکرد بیهوده و بی‌ثمر و بی‌اهمیت روی می‌گردانند. چراکه به باور آنان چنین گفتار و کردار بیهوده و زشت و ناپسند است و باید از آن دوری جست.
۳٫ پاکدامنی
«وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ» آنان (مؤمنان) کسانی هستند که دامن خویش را حفظ می‌کنند، منظور از حفظ دامن خویش، این است که رابطة جنسی آنان تنها در قلمرو خانه و خانواده، و در چهارچوب مقررات شرعی و اخلاقی و انسانی است. و هرگز خود را با پستی و زشتی گناه آلوده نساخته، و دامان به حرام و گناه نمی‌آلایند، و چشم و دل و جسم را از حرام حفظ می‌کنند.
۴٫ دوری از بدگمانی، غیبت، بدگوئی، تجس
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً»[۲] ترجمه: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید دوری گزینید از بعضی گمان‌های (بد)، که آن گمانها گناه است، و تجسس در عیوب دیگران نکنید (از چیزهائی که از بدی ایشان بر شما پنهان است) و غیبت و بدگوئی از یگدیگر نکنید.
۵٫ مقام تسلیم
مؤمن تمام امور وجودی خود را به اختیار خداوند واگذار می‌کند و در قرآن کریم، حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ از خداوند چنین مقامی را می‌طلبد «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ»[۳]
۶٫ مقام یقین
مؤمن اعتقاد جازم نسبت به اصول دین و فروع دین دارد، مثلاً ممکن نیست انسان اعتقاد قطعی بروز حساب داشته باشد، و همواره آن روز را در خاطر داشته و بیاد آن باشد در عین حال پاره‌ای گناهان را مرتکب شود (و بالاخرة هم یوقنون) چنین کسی نه تنها مرتکب گناه نمی‌شود بلکه از ترس، بقرق گاه‌های خدا، نزدیک هم نمی‎ گردد.
۷٫ تواضع و فروتنی
«الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً»[۴] (آنان بر روی زمین متواضعانه راه می‌روند.)
۸٫ حلم و بردباری
«وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[۵] (و زمانی که جاهلان، به آنان خطاب ـ جاهلانه ـ کنند با سلام و بیان خوش جواب دهند.)
۹٫ شب زنده‌ داری
«وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً»[۶] (و آنان که شب را برای پروردگارشان به روز می‌آورند در حالی که سجده کننده و قیام کننده هستند.)
۱۰٫ توحید خالصانه
«وَ الَّذِینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ»[۷] کسانی هستند که با خدا معبود دیگری را نمی‌پرستند.
۱۱٫ کریمانه از لغو گذشتن
«وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»[۸] و چون با لغو مواجه شوند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند.

12. تدّبر در آیات الهی
«وَ الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً»[۹] و کسانی هستند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند همچون کرها و کورها بر آن آیات نمی‌افتند.

ب – رفتارهای (خصوصیات) اجتماعی

۱ هجرت و جهاد
«الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ»[۱۰] کسانی که ایمان آ‌وردند مهاجرت کردند و جهاد نمودند در راه خدا با مالها و جانهای خود، بزرگترین درجه را نزد خداوند دارند و آنان خود رستگارانند.

2 شهادت طلبی
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشعُرُونَ»[۱۱] و نگوئید دربارة کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند مردگانند بلکه زنده‌گانند اما شما نمی‌فهمید.

3 انتخاب دوست
«لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقیةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ»[۱۲] نباید مؤمنان کافران را دوست خود گیرند، و هر کس چنین کرد چیزی پیش خدا ندارد، مگر آنکه از ایشان تقیه کند، یک تقیه مصلحتی و بظاهر، برای مدتی دوستی کنید و خداوند شما را از خود می‌ترساند، و به سوی خداوند است بازگشت.

4 امر به معروف و نهی از منکر
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ، بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»[۱۳] مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، همدیگر را به کار نیکو امر و از کار زشت باز می‌دارند.

5 پرداخت زکاة
«وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ»[۱۴] مردم با ایمان کسانی هستند که زکات و حقوق مالی خویش را می‌پردازند.

6 دوری از ربا
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا الرِّبا أَضْعافاً مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[۱۵] ای مؤمنان ربا را چند برابر نخورید و تقوای الهی داشته باشید، شاید رستگار شوید.
۷ امانت‌ داری
«وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»[۱۶] مردم با ایمان کسانی هستند که رعایت‌گر امانت‌های مردم و عهد و پیمانهای خود با دیگران‌اند.
از این روهم به ویژگی امانت و امانت‌ داری آراسته‌ اند و هرگز دست و دل و دیده به خیانت باز نمی‌کنند و هم در زندگی خویش از عهد شکنی به دوراند و به پیمان‌های خود وفا می‌ کنند.
با توجه به مطالب مذکور روشن می‌شود، مؤمن کسی است که اعتقاد قلبی به دستورات خداوند داشته باشد و به آن‌ها عمل کند. در این صورت است که محبوب خداوند تعالی می‌ گردد و زندگی نیکو و سعادت‌ مندی خواهد داشت
« و من یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً»[۱۷]
هرکس تقوای الهی پیشه کند (خدا ترس و پرهیزگار باشد) خداوند راه بیرون شدن (از عهدة گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او می‌گشاید. و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند و هرکه (در هر امری) بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش (بر همه عالم) نافذ و رواست و بر هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرر داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر ۱۳۹۵ساعت 2:57  توسط حسین رستمیان  | 

مطالب قدیمی‌تر